70 راه برای آموزش اثربخش
70راه براي آموزش اثربخش در 3 هفته ي اول سال تحصيلي قسمت اول از تجربه هاي سبز آموزگاران جهان ياد بگيريم .
براي شروع تدريس، از تصوير، طرح، معما، چند پرسش خاص و يا هر شيوهي ديگري که ذهن بچهها را درگير ميکند، استفاده کنيم (توفان ذهن براي فراگيري بهتر مفاهيم).
37. پيش از شروع مبحث جديد، پرسشهاي دانشآموزان از مبحث قبلي را روي تختهسياه بنويسيم و بکوشيم با مشارکت بچهها، پاسخ و پرسشها را بيابيم.
38. تا پيش از رفع اشکالات دانشآموزان، مبحث جديدي را آغاز نکنيم.
39. هر جلسه از بچهها بخواهيم درس جلسهي آينده را مطالعه کنند و نکاتي را که به نظرشان مبهم ميرسد، روي برگهاي بنويسند و به شما بدهند. با اين کار، هم شما با نکات مورد توجه بچهها اشنا ميشويد و هم بچهها به مطالعهي مباحث درسي پيش از تدريس، عادت ميکنند.
40. از بچهها بخواهيم هر جلسه يک خبر مهم از روزنامه يا مجلهي ويژهي سنشان را بنويسند و همراه خود سر کلاس بياورند. روي خبر مورد نظر بحث کنيم و هر جلسه را به بحث روي يکي از موضوعها اختصاص دهيم. 41. از دانشآموزان بخواهيم برنامهها و آرزوهاي خود را روي برگهاي بنويسند و يک کپي از آن را پيش خودشان نگه دارند و اصل برگه را به شما بدهند. به اين ترتيب، شما از اهداف آنها آگاه ميشويد و آنها هم اهدافشان را از ياد نميبرند.
42. با اجراي برنامههايي مثل برگزاري جلسهي بحث و گفتو گو ارائهي مباحث درسي در کلاس و... آنها را براي حضور در جمع آماده کنيم.
43. برنامههاي پرورشي مانند بازديدها، برنامههاي فرهنگي و... را از همان روزهاي نخست شروع سال تحصيلي آغاز کنيم.
44. اجراي برنامههاي ورزشي از ديگر نيازهاي دانشآموزان هستند. برگزاري بازيها و برنامههاي ورزشي آنها را از نظرجسمي و رواني آماده ميکند.
45. دربارهي فلسفه و هدف آموزش و پرورش با بچهها صحبت کنيم تا همکاري و همراهي بيشتري با ما داشته باشند.
46. راههاي جايگزين را به آنها بياموزيم.
47. با همکاري دانشآموزان در فضاي کلاس، تغييراتي ايجاد کنيم تا فضا براي آنها دوستداشتنيتر شود.
48. آموزگار دموکراتي باشيم. هر چند رعايت نظم ضروري است، اما در پايهي ابتدايي بايد کمي آزادانهتر عمل کرد.
49. پژوهش و تحقيق و شيوهي آن را به دانشآموزان سوم ابتدايي به بعد بياموزيم و کمک کنيم تا براي پژوهشهايشان از منابع تحقيقاتي استفاده کنند.اين کار از شروع سال تحصيلي جديد، براي بچهها به عادت تبديل ميشود.
50. براي فراگيري (آموزش) مفاهيم درسي هيجان ايجاد کنيم. براي اين کار کافي است در کنار تدريس، همان مفهوم درسي، فعاليت علمي، بازديد يا يک کار آزمايشگاهي ترتيب دهيم.
51. شماره تلفن محل کار والدين دانشآموزان را داشته باشيم. 52. دليل غيبتهاي آنها را جويا شويم.برخي از غيبتها به ويژه در نخستين روزهاي شروع سال تحصيلي، ممکن است به دليل ترس از مدرسه باشد. .
تشويق نيازي انکارناپذير براي پيشرفت تحصيلي است. اين تشويق ميتواند زباني، با اهداي جايزه و يا هر شکل ديگري باشد. روزهاي نخست شروع سال تحصيلي نياز دانشآموزان بيشتر از هر زمان ديگري است.
54. دانشآموزان بايد واکنشهاي مثبت و منفي ما را ببينند.اما اين واکنشها، بهويژه واکنشهاي منفي، بايد تنها با تغيير لحن کلام يا چهره، بدون هر گونه توهين صورت گيرد. در روزهاي نخست سال تحصيلي، بچهها بيش از هر زمان ديگري نسبت به رفتار آموزگار حساس هستند.
55. با گروهبندي دانشآموزان، فعاليتهاي آنها را منسجم کنيم.
56. به دانشآموزاني که از نظر درسي ضعيفاند، مسؤوليتهاي آموزشي محول کنيم.
57. به دانشآموزان فرصت بدهيم تا در همين روزهاي نخست سال تحصيلي، مهارتهايشان را نشان بدهند. براي اين کار به آنها فرصت فعاليت بدهيم.
58. با والدين جلسات خصوصي برگزار کنيم. تأثير اين جلسات بيش از جلسههاي چندين نفرهي اوليا و مربيان است.
59. از همين روزهاي نخست شروع سال تحصيلي، بچهها را به نوشتن عادت بدهيم. براي اين کار از آنها بخواهيم هر روز حداکثر در دو تا سه خط، دربارهي موضوعي که دوست دارند، مطلبي بنويسند.
60. مجله يا کتابي مناسب با سن دانشآموزان انتخاب کنيم و با قسمتبندي ان، هر روز بخشي از آن را همراه دانش آموزان در کلاس بخوانيم. اين کار مهارت خواندن را در آنها تقويت ميکند و باعث آشنا شدن با لغتهاي جديد ميشود.
61. بازيهاي فکري بهويژه آنهايي که به صورت پرسش و پاسخ هستند، شروع خوبي براي تقويت حافظهي دانشآموزان محسوب ميشوند.
62. از بچه ها بخواهيم هر کدام عکسي از خودشان بياورند. عکسها را روي مقوا بچسبانيم و مشخصات مختصري از بچه ها را زير آنها بنويسيم. اين تابلو را در کلاس نصب کنيم تا دانشآموزان با يکديگر بيشتر آشنا شوند. 63. گروهها، اعم از کار گروهها و يا گروههاي ورزشي و... ميتوانند براي خود سر گروه انتخاب و کارت عضويت صادر کنند. اين کار فعاليت آنها را منسجمتر و ارتباط آنها را بيشتر ميکند. بهعنوان آموزگار، به اين برنامهريزيها هويت ببخشيم و آنها را هدايت کنيم.
64. در صورت نياز به تکميل آموزش برخي مفاهيم، ميتوانيم سرعت آموزش را کند کنيم.
65. تکليف شب، مکمل آموزشهاي مدرسه است، بهشرطي که ميزان آن به حدي باشد که مانع از تفريح و بازي بچهها نشود.
66. از بچهها بخواهيم دفترچهاي تهيه کنند. در هر صفحه، کارهايي را که دوست دارند در طول يک روز انجام بدهند بنويسند و روبهروي آنهايي که انجام دادهاند، علامت بزنند. اين کار زمانبندي را به آنها ميآموزد.
67. هر روز از يک دانشآموز بخواهيم پيش از شروع کلاس يا در پايان ساعت کلاس، داستان کوتاهي را تعريف کند. اين کار کمرويي روزهاي اول مدرسه را برطرف ميکند.
68. خلاصهنويسي، يکي ديگر از برنامههايي است که ميتواند در همين روزهاي شروع سال تحصيلي، بچهها را با نوشتن و کوتاه نوشتن آشنا کند. براي اين کار در پايان هر جلسه و يا هر يک جلسه در ميان، از بچهها بخواهيم چند خط دربارهي مطالبي که ياد گرفتهاند، بنويسند.
69. هنگام تدريس درسهايي مثل رياضيات يا علوم به بچه ها اجازه بدهيم راهحلهاي مختلف، حتي راهحلهاي اشتباهشان را با جرئت بگويند. پس از آن، همراه همهي بچهها، روي راه مورد نظر بحث کنيم.
70. اگر دانشآموزان در پايهي قبل نيز در همين مدرسه بودهاند، با آموزگار سال گذشتهي آنها گفتو گويي داشته باشيم تا از هر نظر بهتر و زودتر با شرايط آنها آشنا شويم.
منبع ترجمه و تدوين؛ مهتاب خسروشاهي رشد آموزش ابتدايي، دورهي 12،شمارهي 1،مهر 88 آموزش علوم همراه با فعاليت هاي عملي
شايد تا چند سال پيش، آموزش علوم نيز مانند ساير دروس به شنيدن توضيحات معلم، ديدن تصاوير كتاب درسي و حفظ مطالب آن محدود مي گشت، اما امروزه با مطرح شدن مفاهيمي مانند يادگيري مادام العمر، فراشناخت (يادگرفتن يادگيري) و مهارت هاي درس علوم، اين آموزش دچار تحولات و تغييرات عظيمي گشته است. امروزه تاكيد كتاب هاي علوم ما، بر مشاهده (استفاده از حواس مختلف)، تجزيه تحليل، فرضيه سازي، جمع آوري اطلاعات، پيش بيني، نتيجه گيري و مهارتهاي پژوهشي ديگر مي باشد. بزرگان تعليم و تربيت با مطرح نمودن نظرياتي چون شناخت گرايي و ساختن گرايي در پي آنند كه توجه معلمان را به اين نكته جلب نمايند كه براي عميق تر شدن، تداوم داشتن و سريع تر شدن يادگيري بايد متعلمان را به انجام تجربيات دست اول وادار نمود. اين فعاليتهاي عملي، ضمن لذت بخش تر شدن آموزش، دانش آموزان را در كسب مهارت هاي مورد نياز در برنامه درسي ياري خواهد داد. هر چه معلمان با انواع گوناگون فعاليت ها در دروس مربوطه آشنا باشند، توانايي ايشان در طراحي تدريسهاي ثمربخش بيشتر خواهد بود. در اينجا با تعدادي از فعاليت هاي عملي در درس علوم آشنا خواهيد شد:
در درس تغذيه ابتدا از بچه ها بپرسيد كه چه چيزهايي امروز خورده اند. پاسخ ها را ليست كنيد و به كمك بچه ها طبقهبندي نماييد و آن ها را در 6 طبقه مواد غذايي جاي دهيد. مي توانيد هرم مواد غذايي را به كمك نوار چسب هاي تيره رنگ كف كلاس درست كنيد. در هر قسمت سبدي قرار دهيد با استفاده از مواد غذايي پلاستيكي يا تصاوير مجلات از بچه ها بخواهيد هر ماده غذايي را در سبد مخصوص به خود قرار دهند. در مرحله بعد هريك از دانش آموزان يكي از مواد غذايي سالم را انتخاب كند و درباره مواد مغذي (ويتامين يا مواد معدني يا پروتئين) آن ماده تحقيق كند و بگويد چه اثري روي بدن ما دارد. مثلا با انتخاب شير، به كلسيم آن توجه كند و تاثيرش را بر دندان ها نشان دهد. پس از تحقيقات، پوستري براي تبليغ آن ماده غذايي درست كند مثلا يك صورت خندان با دندان هاي سفيد را نشان دهد كه ليوان شيري در كنارش قرار دارد و با جمله اي بنويسد (كلسيم شير دندان ها را محكم مي كند. پس هرچه مي توانيد شير بخوريد)، پوسترها را در راهروي مدرسه آويزان كنيد. براي بچه هاي كلاس هاي پايين تر، تصاويري از انواع خوردني ها و غذاها از روزنامه ها بچينند و سه برگه كاغذ در اختيار هر دانش آموز قرار دهيد تا با چسباندن تصاوير مناسب، سه وعده غذايي صبحانه، ناهار و شام را روي سه برگه كاغذ نشان دهد. كارهاي بچه ها را به نمايش بگذاريد و درباره آنها بحث كنيد. مشاهده كرم هاي خاكي، اطلاعات زيادي در اختيار بچه ها قرار مي دهد. از بچه ها بخواهيد در زير سنگ ها، خاك يا برگ ها به جستجوي كرم هاي خاكي بپردازند و عكس العمل آنها را مشاهده و يادداشت كنيد. بچه ها خواهند فهميد كه كرم هاي خاكي از نور آفتاب گريزانند و به سرعت داخل خاك عقب نشيني مي كنند. (زيرا اشعه ماوراء بنفش براي آنها مضر است) ضمناً با خشك شدن بدن مرطوب كرم، ديگر نمي تواند تنفس كند. كرم هاي خاكي غذاي مورد علاقه خود را دارند. براي يافتن اين غذاها، چند كرم خاكي را در گلداني بيندازيد و روي آن را خاك بريزيد. محيط گلدان را همواره مرطوب و خنك نگه داريد. هر روز انواع متفاوتي از برگ ها را روي سطح گلدان قرار دهيد و در پايان روز چك كنيد كه چه مقدار از آن برگ ها خورده شده است. بدين ترتيب غذاي مورد علاقه كرم ها را پيدا كنيد.
از بچه ها بخواهيد با مشاهده دقيق پرندگاني كه مي بينند اطلاعات زير را راجع به هر پرنده كامل كنند. رنگ بدن، بال، دم، سر، چشم ها، نوع خواندن، ابعاد پرنده، زمان يا فصل مشاهده پرنده. با مداومت در اينكار در طول سال، بچه ها اطلاعات زيادي راجع به پرنده ها خواهند آموخت مثلاً اينكه شكل جوجه بعضي از پرندگان با شكل والدينشان متفاوت است. گاهي شكل پرندگان نر و ماده با هم فرق مي كند و اينكه بعضي از پرندگان در فصل هاي مختلف تغيير رنگ مي دهند. براي كامل شدن اين فعاليت معلم مي تواند از پرندگان ديده شده عكس بگيرد و در اختيار كلاس قرار دهد. 4- براي اينكه دانش آموزان به صورت عملي بفهمند كه چرا انسان هاي اوليه از ساير حيوانات متفاوت بودند، توجه آنها را به نقش انگشتان دست آدمي در پيشرفت انسان ها جلب نماييد، مثلاً از آنها بخواهيد مواد غذايي گوناگون را بدون استفاده از انگشت شست بخورند. به هر دانش آموز كيسه اي حاوي يك عدد سيب، يك تكه كيك داخل كيسه پلاستيكي (سر كيسه با نخ بسته شده باشد)، يك قطعه شيريني كه داخل كاغذ پيچيده شده و يك قاشق با يك ظرف ماست بدهيد. ابتدا همهي كلاس در مورد انتخاب مشكل ترين بسته براي باز كردن و سخت ترين ماده براي خوردن بحث گروهي نمايند. سپس تك تك مواد غذايي را امتحان كرده و صحت پيشگويي بچه ها سنجيده گردد. دانش آموزان مي توانند از نوار چسب هايي براي بي حركت كردن شست هاي خود استفاده كنند يا يك دستكش كهنه بدست كنند.
در آموزش درس سلول ها، از دانش آموزان بخواهيد تصاوير كارتوني با موضوع سلول درست كنند. آنها بايد با هدف نشان دادن مراحل زندگي سلولي، داستان مصوري بنام (يك روز در زندگي موجود زنده) بسازند و در هر صحنه از داستان، مكالمات اجزاء سلول، جزئيات كار، حركت، تقسيم پذيري و تغذيه اين موجود زنده را آشكار نمايند. دانش آموزان ميتوانند پس از رسم تصاوير با استفاده از مواد مختلف مثل ماژيك، مداد شمعي، دستمال كاغذي، ني و انواع مهره ها به برجستهسازي بخش هاي مختلف بپردازند و نمايي 2 يا 3 بعدي از كار خود ارائه دهند.
6- در فصل زمستان، هنگام تدريس رشد و نمو در گياهان، يك باغچه سبزيجات كاغذي درست كنيد. بدين منظور مي توانيد صفحه هاي بزرگ كاغذ قهوه اي رنگ را به شكل بادبزني تا بزنيد و رديف هاي باغچه (كرت) را درست كرده و لبه هاي كاغذ را بهم متصل نماييد. اين باغچه خالي، آغازي براي درس رشد و نمو در گياهان است. ابتدا در كل كلاس در مورد اينكه چه گياهان و سبزيجاتي را در باغچه تان رشد دهيد بحث كنيد. نام سبزيجات انتخاب شده را در هر رديف بنويسيد تا بچه ها كار خود را شروع كنند. آنها بايد تصاوير سبزيجات مربوطه را پيدا كرده و در باغچه بچسبانند و اطلاعاتي راجع به آنها جمع آوري نمايند.
7- در درس دستگاه گوارش، از دانش آموزان بخواهيد تصاويري از بدن انسان در اندازه واقعي بكشند. آنها مي توانند روي كاغذ يا مقوا دراز كشيده و دور تا دور بدن خود را خط بكشند. سپس با استفاده از مواد مختلف مانند بادكنك، پاكت، طناب، لوله و نخ قسمت هاي مختلف دستگاه گوارش را نمايش بدهند. پس ازاينكه بچه ها اعضاي داخلي بدن را مرتب كردند از آنها بخواهيد تا درباره عمل منحصر به فرد هر عضو تحقيق كرده و نتايج را بصورت داستان گوارش از زبان يك غذاي فرضي بيان كنند. دانش آموزان با استفاده از جزييات علمي، به حركت خود در لوله گوارشي شامل دهان، گلو، مري، معده، روده كوچك و بزرگ و اندام دفع ادامه مي دهند. آنها مي تواننددر داستان خود به تغيير اندازه، ظاهر و شكل غذا در هر قسمت دستگاه گوارش اشاره مي كنند. اين فعاليت از انواع مختلف يادگيري پشتيباني مي كند و به احياء روش علمي كمك مينمايد.
- بعد از تدريس درس فصل ها، دانش آموزان را به 4 گروه تقسيم كنيد. به هر گروه صفحه مقوايي بزرگي دهيد و نام فصلي را بالاي آن بنويسيد. افراد هر گروه با هم درباره همه فعاليت هاي مربوط به آن فصل و نوع لباس متناسب با فصل فكر مي كنند. سپس مجلات قديمي را در اختيار بچه ها قرار داده تا تصاويري متناسب با آن فصل انتخاب كرده و بچينند. تصاوير روي صفحه مقوايي چسبانده شده و كلماتي نيز متناسب با فصل روي مقوا نوشته مي شود و يا بچه ها تصاويري مربوط به آن فصل نقاشي مي كنند. در پايان پوسترهاي فصل ها كنار هم چسبانده مي شود. بچه ها با مشاهده آنها چيزهاي زيادي راجع به فصل ها خواهند آموخت. مولف: منصوره فروزان
آموزش جغرافيا با فعاليت هاي عملي
براي اينكه يادگيري درس جغرافيا را ماندگارتر، سريع تر و عميق تر و آموزش آن را لذت بخش تر نماييد، از فعاليت هاي عملي زير در كلاسهاي خود استفاده كنيد.
مهم نيست استانمان چقدر بزرگ است، اما هر استان ويژگي هاي مخصوص به خود را دارد. دانش آموزان مي توانند با درست كردن يك جورچين (پازل) درباره ويژگي هاي گوناگون استان بيآموزند. بدين منظور، در ابعاد تابلوي اعلانات، نقشه استان را بزرگ كنيد و به صورت قطعات يك جورچين آن را بچينيد. سپس هر قطعه را به يك دانش آموز داده و از او بخواهيد تا مكان قطعه خود را روي نقشه اصلي استان مشخص كند. سپس هريك در ناحيه مربوط به خود، جستجو كرده و نكات و حقايقي را در مورد ناحيه مورد نظر در پشت قطعه پازل بنويسد ضمناً تصاويري بيانگر آن ناحيه، شهرهاي آن و صنعت محلي ضميمه نمايد. در پايان بچه ها يافته هاي خود را در اختيار بقيه قرار دهند و دوباره تكه هاي جورچين را كنار هم بچسبانند تا يك نقشه كامل تهيه شود. بچه ها با اين روش از مطالعه ويژگي هاي استان هرگز گيج نخواهندشد.
2- در درس جغرافي، صفحات مناسب و انتخاب شده اي از روزنامه ها را همراه با نقشه يا اطلس جغرافيايي در اختيار بچهها قرار دهيد. بچه ها بايد مكان مربوط به هريك از خبرها را روي نقشه نشان دهند. مي توانيد به عنوان يك فعاليت رياضي از بچه ها بخواهيد كه فاصله محل مورد نظر را تا شهر خودشان پيدا كنند. ضمناً براي تمرين طول و عرض جغرافيايي اين دو اندازه را براي هريك از مكان هاي پيدا شده محاسبه كنند. 3- به هر دانش آموز يك نقشه جهان يا كشور را بدهيد. (متناسب با اهداف كتاب درسي ) هرگاه دانش آموزي كتابي ميخواند كه موضوعش به نحوي با يكي از نقاط كشور يا جهان مربوط است، بايد آن استان يا شهر يا كشور را روي نقشه رنگ آميزي كند. كتاب ممكن است از راههاي زير به مكاني مربوط شود:
1ـ محل تولد مولف يا مترجم داستان باشد.
2ـ داستان در آنجا رخ داده است. 3ـ كتاب راجع به آن مكان اطلاعاتي به ما مي دهد. دانش آموزي كه در زمان معين، بيشترين كشورها يا استان ها را رنگ آميزي كرده باشد، برنده اعلام مي شود و جايزه اي دريافت خواهد كرد. 4- كشيدن نقشه بزرگ كشور، كف حياط مدرسه و مشخص كردن استان ها و مراكز آنها كار مشكلي نيست. با جدول بندي حياط مدرسه و كمي دقت و حوصله مي توان اين كار را انجام داد. اين كار انگيزه فعاليت هاي زيادي را در كلاس جغرافي تقويت مي كند نمونه اين فعاليت ها در زير بيان شده است. الف ـ بچه ها با مطالعه عميق مكان خاصي، اطلاعات عمومي و كلي جغرافيايي خود را گسترش مي دهند. ليستي از جاهاي مختلف كشور تهيه كنيد و از بچه ها بخواهيد منطقه اي را انتخاب و به دقت تحقيق كنند. از آنها بخواهيد كار دستي يا ماكتي مبتني بر طبيعت زيستي آن استان يا منطقه تهيه كنند و آن را متناسب با ابعاد آن ناحيه در نقشه واقع در حياط بسازند. پس از اتمام مهلت مقرر، تحقيقات و ماكت هاي همه بجه ها را در حياط مدرسه روي نقشه قرار داده به نمايش بگذاريد. از والدين و ساير بچه هاي مدرسه براي ديدن اين نمايشگاه ايران گردي و شنيدن توضيحات بچه ها دعوت كنيد. ب ـ مي توانيد نمايشگاه غذاهاي محلي ايران را ترتيب بدهيد. در هر استان روي نقشه كف حياط يك سيني بگذاريد و با همكاري بچه ها، خوراكي هاي مخصوص آن استان را در آن قرار دهيد. مي توانيد محل آن غذا را در هرم غذايي مشخص نماييد. همچنين محصولات كشاورزي هر استان را بهمين ترتيب نمايش دهيد. پ ـ اگر نقشه كف حياط دقت كافي را داشته باشد، مي توانيد از بچه ها بخواهيد فاصله شهرها را اندازه بگيرند و با ضرب در مقياس نقشه، فاصله حقيقي شهرها را پيدا كنند. ت ـ در نزديكي نقشه در حياط، يك تور بسكتبال نصب كنيد. از بچه ها بخواهيد در استان هاي مختلف بايستند و توپ را به طرف تور بيندازند و براي آن استان امتياز كسب كنند. مي توانند در زنگ تفريح در روي نقشه كشور با تكه سنگي لي لي بازي كنند. ث ـ هنگام قرائت انشاء (تابستان را چگونه گذرانديد) بچه ها را به حياط آورده تا مسير حركت مسافرت خود را روي نقشه كشور با گچ هاي رنگي مشخص كنند. 5- صفحات مربوط به هواشناسي روزنامه، نقطه شروع خوبي براي فعاليت هاي كلاسي است، يكي از كارها، پيگيري آب و هواي شهر در طول يك هفته يا يك ماه و رسم نمودارهايي براي نشان دادن افت و خيز درجه حرارت مي باشد. در فعاليت ديگر مي توان آب و هواي شهر يا منطقه ديگري از كشور يا جهان را درطول يك فاصله زماني زير نظر گرفت. دانشآموزان اطلاعات فوق را با هم مقايسه كنند و يا صحت پيشگويي هاي هواشناسي را بسنجند.
6- اين فعاليت را با يك كره جغرافيايي انجام دهيد. كره را به سمت يكي از بچه ها بيندازيد. او پس از گرفتن كره بايد كشور ( يا شهري) را نام ببرد كه با حرف الف شروع مي شود. سپس او كره را به سمت دانش آموز ديگري پرتاب مي كند و او پس از گرفتن كره نام كشوري را كه با حرف ب شروع مي شود بيان مي كند. فعاليت به همين ترتيب ادامه مي يابد. در نوع ديگري از اين فعاليت مي توان ضمن گفتن نام كشور، نام قاره اي را هم كه كشور در آن قرار دارد بيان كرد. خوب است معلمان ليستي از حروف الفبا و نام كشورها يا شهرهاي مربوطه را قبلا جستجو و يادداشت كرده باشند.
7- شما به همراه بچه هاي كلاس به جمع آوري كارت پستال هايي از مناظر شهرها و كشورهاي مختلف بپردازيد. مشاهده و كار با كارت پستال ها، دانش بچه ها را از موقعيت مناطق مختلف دنيا، افزايش مي دهد. كارت پستالي دراختيار هر دانش آموز قرار دهيد و از او بخواهيد محل آن را از روي نقشه پيدا كند.
8- تصاوير انواع مختلف ابر را در كلاس بچسبانيد و بچه ها را با نام آنها آشنا كنيد. سپس از بچه ها بخواهيد در حياط مدرسه يا از پنجره كلاس به آسمان دقت كنند و ابرهايي را كه مشاهده مي كنند، نام ببرند. اين فعاليت را مي توان در طول 1 هفته انجام داد و از بچه ها خواست نام ابرهايي را كه در آسمان مشاهده مي كنند با ذكر زمان و تاريخ روز يادداشت كنند. سپس از اطلاعات بدست آمده نمودار ستوني رسم كنند. 9- تعدادي كارت مستطيل شكل به تعداد نيمكت هاي كلاس تان درست كنيد تصاويري نيز به جاي وسايل داخل كلاس درس، با مقوا درست كنيد. روي يك تكه مقوا، شكل دور تا دور كلاس را رسم كنيد. سپس از بچه ها بخواهيد تا محل نيمكت ها، ميز معلم، تخته سياه، پنجره و در را داخل نقشه كلاس تعيين كنند. سپس دور مقواها را خط بكشند و به اين ترتيب نقشه كلاس درس تهيه مي شود. اين فعاليت به درك مفاهيم مربوط به نقشه كمك مي كند.
مولف: منصوره فروزان
چرا قصه می گویی؟
اگر از آن معلم هایی هستید که فکر می کنند کلاس، جایی است که بچه ها باید در آن با لذت کار کنند، قصه گفتن در کلاس را می پسندید. امتحان اش کنید. لذت بخش خواهد بود؛ هم برای شما و هم برای بچه ها. اما اگر فکر می کنید شادی برای بچه ها آب و نان نمی شود، خوب است بدانید که هواردگاردنر که خیلی روان شناسی آموزشی بلد است می گوید: " یکی از راه های ایجاد توانایی راهبری در بچه ها، این است که مجبورشان کنیم با صدای بلند یک قصه تعریف کنند. به این ترتیب، آن ها افق دیدشان را گسترش می دهند، تخیل شان را تقویت می کنند، و خودشان را برای زندگی پیش رویشان آماده می کنند. آموزه های دینی هم، از داستان های استعاری استفاده می کنند تا مجموعه ی امکانات و محدودیت های یک ذهن هوش مند را هم آهنگ کنند. داستان ها، تنها وسیله ی سرگرمی نیستند. آن ها می توانند تجربه های ما را اصلاح کنند و به تغییر و رشد ما کمک کنند. چطور در کلاس مان قصه های جذاب تعریف کنیم؟ هر معلمی شیوه هایی شخصی برای قصه گویی دارد. بعضی از معلم ها دوست دارند با حرکات سر و دست داستان تعریف کنند. عالی است. اما اگر داستان ها را سر راست و بی ادا و اصول هم تعریف کنیم می توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهید " ترس از نمایش بازی کردن " جلوی کارتان را بگیرد. نگران نباشید که شاید بچه ها به شما بی توجهی کنند یا بی نزاکت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشید و از کارتان لذت ببرید، بچه ها هم به شور و اشتیاق شما پاسخ خواهند گفت و به آن ها هم خوش خواهد گذشت. چند ایده برای امتحان کردن 1- یک داستان ساده را انتخاب کنید، داستانی که دوست اش دارید و خوب بلدید. برای بیش تر معلم ها،داستان های واقعی دوران کودکی شان، راحت ترین و دوست داشتنی ترین داستان هایی هستند که می شود تعریف کرد. بچه ها خیلی دوست دارند داستان هایی درباره ی وقتی که معلم شان کوچک بود بشنوند. می توانید داستان خود را با چنین عبارت هایی شروع کنید: " یه بار وقتی که " یا " وقتی من کوچیک بودم " یا مثلاً " تا حالا درباره عروسکم چیزی براتون تعریف کرده ام؟ "
2- تلاش های اول تان را در حد سه تا پنج دقیقه، کوتاه و مختصر کنید. اگر گروه تان ظرفیت توجه بیش تر و طولانی تری داشت، همیشه بعداً می توانید جزئیات بیش تری اضافه کنید.
3- داستان هایی بر مبنای کتاب های مصور و محبوب بچه ها برایشان تعریف کنید. یک کتاب انتخاب کنید که هر سال برای کلاس بخوانید. جزئیات طرح داستانی و سرعت تعریف کردن داستان را از پیش مرور کنید. به این ترتیب، وقتی قصه می گویید، به بچه ها می فهمانید که شما می خواهید برایشان قصه ای تعریف کنید نه این که یک داستان را از رو بخوانید. بعضی از بچه ها تعجب خواهند کرد که شما کتاب تان را کجا پنهان کرده اید، و وقتی شما داستان را از حفظ می گویید آنها شیفته ی این کار خواهند شد. گروه را ترغیب کنید که به شما بپیوندند. بیش تر مواقع این کار موفقیت تان را تضمین می کند.
4- خودتان را به وقت قصه گویی محدود نکنید. در طول روز فرصت های زیادی برای شما و بچه هاتان هست که در زمان گروهی، در گوشه ی آپارتمان، یا در یک مکان اجراهای نمایشی قصه بگویید.
5- شما هم شکوفا شوید! هر چه احساس راحتی بیش تری کنید، آزادتر خواهید بود تا قصه گویی تان را بهتر و طولانی تر کنید. می توانید صدایتان را عوض کنید و شخصیت ها و حالت های مختلف را اجرا کنید؛ یا از صحنه سازی کمک بگیرید. مثلاً یک تکه پارچه را موج دار تکان بدهید تا توفان را نشان بدهید؛ و صداهای خاصی از خودتان در بیاورید که حوادث را در داستان به هم ربط بدهید. بچه ها را تشویق کنید که در همه ی کارها مشارکت کنند. آموزش قوای حسی و توانای های نگارشی
3- در فصل زمستان كه جمع آوري غذا براي پرندگان مشكل است از بچه ها بخواهيد مخلوط هاي خوردني تهيه كنند و در اختيار پرندگان قرار دهند. اين مخلوط ها را مي توان با دانه هاي چرب مثل بادام زميني غير شور، سبزيجات خرد شده، كشمش، و دانه هاي مخصوص پرندگان تهيه كرد. مواد را كاملا خرد كنيد و پس از مخلوط كردن حجم محكمي درست كنيد و سپس آنها را با نوارهاي مختلف از درختان آويزان كنيد.
اشاره انشا و نویسندگی یکی از مقوله های آموزش زبان فارسی است. دقت نظر در امر آموزش انشا، بازنگری عمیق در آموزش زبان و ادبیات فارسی را ضروری می سازد. درس انشا را باید از چارچوب یک کار کار تفننی خارج کرد. شاید نظر غالب این باشد که قرار نیست همه تحصیل کردگان و اهل سواد و دانش، مهارت و توانایی نوشتن پیدا کنند، بلکه این اهل ذوق و علاقه مندان واقعی هستند که چنین مهارتی را خارج از محدوده آموزش رسمی فرا می گیرند. اما چنین نیست. همه کسانی که تحصیل می کنند، کم و بیش به نوشتن نیاز دارند. این نیاز می تواند از ساده ترین کارهای نگارشی شخصی تا پیشرفته ترین و پیچیده ترین نمونه های آثار ادبی و هنری را در بر گیرد. بنابراین جایگاه و ضرورت آموزش انشا، باید در اذهان و برای برنامه ریزان و کارشناسان آموزشی روشن شود. بی توجهی به قانونمندی های اصولی در برنامه ریزی آموزش انشا و نیز تفننی تلقی کردن آن، از همین طرز فکر ناشی می شود. در حالی که نقش اساسی نوشتن در حیات، تفکر، تعلیم و تربیت، هستی شناسی و معرفت شناسی بر کسی پوشیده نیست. شاید بتوان گفت که رمز اساسی پیشی گرفتن فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران های گذشته و موفقیت های فرهنگی و علمی دنیای غرب در عصر حاضر، ناشی از توجه به چنین پشتوانه فرهنگی بوده است. اگر آموزش و پرورش ما، امروز به چنین امری توجه نکند، فردا بسیار دیر خواهد بود. اصول و مهارت های آموزش انشا زبان آموزی مهارت است. اما قبل از هر چیز، باید تعریفی دقیق از مهارت و اصول حاکم بر آن ارائه کرد. هر مهارتی عبارت است از مجموعه ای از آموزش های نظری و عملی که به تدریج انسان را قادر می سازند، فعالیتی را که به خوبی نمی شناسد و از انجام آن عاجز است، به نحو مطلوبی انجام دهد. لازمه وقوع چنین امری آن است که بپذیریم: 1- هر فن و مهارتی قانون و قاعده ای دارد. این قانون و قاعده در جزئی ترین فنون نیز به چشم می خورد. انجام هر کاری از ساده ترین کارها همچون کارگری در نانوایی و مکانیکی گرفته تا پیچیده ترین کارها، چون خلبانی و فضانوردی، به اطلاعات و دانش هایی نیاز دارد که شخص باید بداند و بدان ها عمل کند. 2- فنون و مهارت ها اکتسابی هستند. انسان به همان نسبتی که از قاعده و قانون و مراحل یادگیری فن یا مهارتی بی اطلاع است، آن را غیر اکتسابی می پندارد و داشتن آن را به تصادف یا وراثت یا نبوغ شخص ماهر و گاهی هم الهام نسبت می دهد. 3- مهارت ها به صورت تدریجی به دست می آیند. به بیان دیگر هیچ کسی نمی تواند در کسب مهارت، یک شبه ره صد ساله را بپیماید. 4- هر مهارتی در صورت تکرار و تمرین، ماندنی خواهد شد. وگرنه از صفحه ذهن و یا حیطه توانایی اعضا و حواس خارج می شود. حال باید ببینیم، در آموزش زبان و آموزش انشا چه قدر این اصول را رعایت می کنیم و در برنامه ریزی درسی زبان و ادبیات و انشا، چه قدر به چنین اصولی توجه داشته ایم؟ با کمال تأسف باید بگوییم که هنوز هم درس انشا قابل تدریس نیست! هنوز هم قاعده و قانونی در آموزش انشا یافت نمی شود! هنوز هم دانشجویان و دانش آموزان ما می پیندارند که درس انشا را نمی توان مانند فیزیک و ریاضی آموخت! این نکته را هم بگوییم که در مراحل زبان آموزی و در برنامه ریزی آموزش رسمی، آخرین مراحل آموزش این مهارت، آموزش "نوشتن" است. در نتیجه، لازم است بدانیم، چه زمینه هایی باید فراهم شود تا چنین توانایی در کودک ایجاد شود. در حقیقت، قاعده و اصول این آموزش را باید در همان زمینه سازی های اولیه جست و جو کرد. مهم ترین بخش آمادگی کودک، آمادگی ذهنی و گفتاری اوست. معلم از این که بدون هیچ مقدمه ای، لوحه ها و تصویرها را در مقابل ذهن و حواس کودک آشکار می سازد، هدفی دارد. در این که کودکان به دقت و توجه و دیدن دعوت می شوند، منظوری نهفته است. بدیهی است که کودک قبل از پا گذاشتن به مکان آموزش رسمی، به صورت غیر رسمی، بسیاری از رنگ ها، پدیده ها و موجودات را دیده و شناخته است. ارزیابی درجات این شناسایی و سوق دادن کودک به سوی آموزش رسمی، وظیفه معلم است. در آموزش مهارت ذهنی- گفتاری باید موارد زیر را در نظر داشت: - ارتباط ذهنی کودک با محیط طبیعی و خارج از ذهن به صورت رسمی آغاز می شود. - معلم ارزیابی می کند که آیا اعضای حسی کودک، مثل چشم و گوش و زبان و ذهن از سلامت برخوردار هستند یا خیر؟ - زمینه های آموزش مهارت استفاده از حواس پس از اطمینان از سلامت آن ها آغاز می شود. - ارتباط با پدیده های خارج از ذهن، عملاً آغاز می شود. - کودک در مقابل پرسش معلم، به کمک لوحه ها، پدیده ها را تبدیل به مفاهیم ذهنی می کند و سپس مفاهیم را در قالب اصوات و الفاظ می ریزد. - بخش بندی صداها، از اقدامات بعدی این آموزش به حساب می آید. - صداشناسی، به معنی تقسیم بندی اصوات و الفاظ به کوچک ترین اجزا، پس از بخش بندی آموزش داده می شود. - با تعیین علائم قراردادی، برای هر صوت، مراحل پایانی آموزش، یعنی آموزش مهارت نوشتن انجام می شود. پس، مهارت مورد نظر، پایه اساسی مهارت نوشتن است و نوشتن عبارت است از: "نمایش دادن کلام به وسیله حروف و ترکیبات گوناگون آن که با استفاده از نشانه ها و آئین نگارش، روح و روانی خاص پیدا می کند." اصول زیر در آموزش نوشتن مهم هستند. از آن مهم تر، چگونگی تعمیم این اصول به آموزش انشاست: - لحاظ کردن "حس آمیزی" یا تجربه مداری در کار آموزش در تمام مراحل و مقاطع. - آموزش مهارت استفاده از حواس به تناسب هر مرحله از آموزش. - ارتباط با جهان خارج و محیط طبیعی (حسی) - ارتباط با جهان خارج و مفاهیم و صورت های ذهنی (غیر مرئی) - خلق و آفرینش و استفاده از صوت و لفظ برای مفاهیم. - آشکار کردن مفاهیم در زبان سمعی. - آشکار کردن مفاهیم در زبان بصری. از میان مباحث عنوان شده، بحث "ارتباط با جهان خارج از ذهن" و یا بحث ادارک به وسیله حواس پنج گانه انجام میشود، هسته اصلی این مقاله را تشکیل می دهد. در بررسی اصول حاکم بر آموزش مهارت ها و نیز اصول حاکم بر فراگیری هنر نوشتن، آموزش مهارت استفاده از حواس را مد نظر قرار می دهیم. اگر رابطه ادارک حسی و قوای حسی نیز در این موضوع آشکار شود، بدون شک اساسی ترین راه حل برای آموزش انشا روشن شده است. آدمی نخست رمزهای گفتاری را خلق می کند و سپس رمزهای نوشتاری را به وجود می آورد. یعنی زبان سمعی و هنر گفتن و شنیدن بر زبان بصری، یعنی نوشتن و خواندن، مقدم است. پس زبان سمعی به لحاظ مقدم بودن آن بر زبان بصری از اهمیت بیش تری برخوردار است. از بین حواس موثر در امر زبان آموزی و نوشتن، سه حس از جایگاه ویژه ای برخوردارند که به ترتیب عبارتند از: - شنوایی - بینایی - گویایی چنین ترتیبی برای قوای حسی، منطقی به نظر می رسد؛ زیرا گوش در ادراک حسی و امر یادگیری و تحصیل علم بر چشم مقدم است به طوری که در بنود بینایی هم یادگیری زبان و تحصیل علم امکان پذیر است، ولی اگر شنوایی را از دست بدهیم، یادگیری مشکل خواهد شد. مهارت گوش دادن هنری است که نیاز به آموختن دارد و چیزی غیر از شنیدن است. وظیفه معلم است که طریقه و چگونگی گوش دادن صحیح را به شاگردان خود آموزش دهد، اما ابتدا باید خود معلم این مهارت را به طور اصولی و علمی بیاموزد. شنیدن انعکاس طبیعی محرک های صوتی در برخورد با دستگاه شنوایی انسان در ذهن اوست. اما گوش دادن مرحله ای بالاتر و عالی تر از شنیدن است؛ زیرا فرد از گوش دادن هدفی را دنبال می کند. او با دقت و تفکر و تأمل مطلبی را از میان ده ها مطلب برمی گزیند و می شنوند. شنیدن عملی غیر ارادی است. با هر موج صدایی که در هوا تولید می شود و به پرده صماخ گوش می رسد، عمل شنیدن صورت می گیرد. ولی گوش دادن عملی ارادی و اکتسابی است و دقت و توجه لازم دارد. برای نوشتن، دست یافتن به اطلاعات و توانایی تجزیه و تحلیل، تقویت حافظه سمعی و بالا بردن قدرت تمرکز حواس لازم و ضروری است و رسیدن به همه این موارد جزو هدف های گوش دادن است. رمز اساسی پرورش نویسندگان بزرگ در آموزش و پرورش سنتی نیز این بوده است که آنان در آموزش، اصل را بر زبان سمعی می گذاشتند و عقیده داشتند که پس از طی مراحل آموزش سمعی و مایه ورشدن اندیشه، زمینه برای تراوش فکر در قلم آشکار می شود. در "چهار مقاله" نظامی عروضی نیز دبیری صناعتی مشتمل بر قیاسات خطابی و بلاغی منتفع در مخاطباتی که در میان مردم است از طریق محاوره و مشاوره شناخته شده است. پس آموزش سمعی متون و دواوین و امثال می تواند به اندازه کافی در مایه ور ساختن اندیشه فرد موثر باشد. در قرآن کریم، چشم هم یکی از ابزارهای ادارک حسی به حساب آمده است. چشم می تواند وقایع و حوادث و پدیده ها را به منبع ادارک و تجزیه و تحلیل انتقال دهد و نیز می تواند، هماهنگ و همدوش با دیگر قوای حسی عمل کند. دیدن انواع گوناگونی دارد و مطالعه یکی از انواع آن است، اما هر دیدنی مطالعه نیست. مطالعه عملی است بسیار پیچیده که با آموزش دقیق و مستمر درست دیدن امکانپذیر می شود. نوشتن و به قلم آوردن مطالب، انعکاس و عکس العمل آخرین مرحله از مطالعه کردن است. پس به طور حتم رابطه محکمی بین دیدن و انواع آن و نیز مطالعه با نوشتن و نگارش و انشا وجود دارد. اصول حاکم بر مطالعه عبارتند از: -انسان با یک نگاه، واژه ها را می شناسد. مبنای این شناسایی هم دیده ها و شنیده های قبلی اوست. به نسبتی که ما با علائم و رمزهای گفتاری آشنایی پیدا می کنیم، رمزهای نوشتاری را به جای آن ها قرار دهیم. - با حضور هر واژه در ذهن ما، مفاهیم و معانی آن واژه نیز در ذهن ما حضور پیدا می کنند. - خلق معانی تازه و مفاهیم جدید با ورود معانی موجود از طریق واژه ها در ذهن انسان صورت می پذیرد. - واکنش لازم در مقابل مطالعه به معنی اعم و در مقابل نوشته به معنی اخص، ضرورت پیدا می کند. قوه گویایی نیز بی ارتباط با مقدمه ای است برای نوشتن نیست. آموزش گفتار آموزش نوشتن می توان گفت بخش مهمی از انواع نوشته ها ابتدا به صورت گفتار ادا شده اند. هر گاه بتوانیم عواطف، احساسات و لطف سخن خود را به نوشته ها نیز منتقل کنیم، درجه تأثیر نوشته ها دوچندان خواهد شد. ایجاد شرایط مناسب و محیط مساعد برای توسعه قوه تکلم و پرورش حس بیان از مهم ترین وظایف مربیان و مسؤولان مدرسه های ابتدایی است. اگر چنین وظیفه ای به درستی انجام شود، پایه مستحکمی برای رشد قوه نگارش و یافتن توانمندی در نگارش گذاشته خواهد شد. نتیجه در صورت انجام امور زیر می توان امیدوار بود که تحوی کیفی در امر آموزش انشا اتفاق بیفتد: - بپذیریم که انشا مهارت است و قانونمندی خاص خودش را دارد و چون اکتسابی است، احتیاج به آموزش مستمر دارد. - قوای حسی شنیداری، دیداری و گویایی دانش آموزان را پرورش دهیم. - محتوای آموزشی مناسب برای آموزش مهارت استفاده از این قوا و استمرار آن در تمام مقاطع را پیش بینی کنیم. - در تمام پایه ها و مقاطع تحصیلی به تفکیک توانایی های نگارش دانش آموزان بپردازیم. - نیازها و ضرور های نگارشی انواع رشته های تحصیلی را بشناسیم. - مهارت نوشتن را به تمام افراد جامعه در حد رفع نیازهای ضروری آنان آموزش دهیم.
هيچ چيزي بيش تر از اين که پاسخ پرسشي را با پرسش ديگري بدهيد، انگيزه ايجاد نمي کند. از اين رو، من اين شيوه آموزش و آموختن علوم را براي همه سطوح، از کودکستان تا دانشگاه، پيشنهاد مي کنم. علم با پرسش آغاز مي شود و با پرسش نيز خاتمه مي يابد.البته، به طور معمول پيش از آن که درباره موضوعي بپرسيد، بايد به آن دقت کنيد. کودکان همين طور که بيش تر و بيش تر به اطرافشان توجه و دقت مي کنند، قلب والدين خود را از شادي سرشار مي سازند. آنان براي گرفتن يک انگشت، دست خود را دراز مي کنند، به يک صورت خندان با خنده واکنش نشان مي دهند به يک ماشين اسباب بازي ضربه مي زنند تا به حرکت درآيد و زماني که به توجه نياز دارند، گريه مي کنند .آنان درباره محيط اطرافشان مي پرسند و از آن چه که افراد و اشيا در پاسخ به کاوش هايشان انجام مي دهند، مي آموزند. متأسفانه، وقتي کودکان سخن گفتن ياد مي گيرند و والدين و ساير بزرگسالان را با جريان بي پايان پرسش هاي جالب و قابل تأمل خود روبه رو مي سازند، اغلب برخوردهاي شايسته اي با آنان نمي شود و گاهي نيز طرد مي شوند. البته اگر واقع گرايانه به موضوع بنگريم هيچ کس نمي تواند بي درنگ به همه پرسش هاي کودکان پاسخ دهد. اما اگر پرسش هاي آنان درباره جهان اطرافشان، به وسيله بزرگسالاني که در زندگي آنان مهم و تأثير گذارند، به ندرت پاسخ داده شوند يا هرگز پاسخ داده نشوند، به اين نتيجه منطقي مي رسند که " پرسيدن " کار مهمي نيست. به اين ترتيب، آنان در دوره راهنمايي يا حتي زودتر، پرسيدن و حتي مشاهده دقيق جهان پيرامونشان را رها مي کنند. آيا دانش آموزان به علت نداشتن " استعداد علمي " يا به اين علت که توان مشاهده کردن و حس کنجکاوي شان تقويت نشده بود، مشاهده گران دقيقي نبودند يا اين امر علت ديگري داشت؟ بسياري از آدم ها زندگي را با چشم هاي بسته سپري مي کنند. من انتظار ندارم که همه دانش آموزانم دانشمند شوند، بلکه مي خواهم به آنان نشان دهم که اگر به اطرافشان توجه نکنند، بسياري از جزئيات زندگي را از دست مي دهند. برانگيختن کنجکاوي ما به عنوان معلمان علوم، چگونه مي توانيم دانش آموزانمان را تشويق کنيم که با دقت و با ديد وسيع تري به محيط پيرامونشان توجه کنند. دراين مورد، من به روش سقراط اعتقاد دارم؛ يعني پاسخ دادن يک پرسش با پرسش ديگر! سرگذشت ماهي شناس معروفي به نام لوئيس آگاسيس که اواسط قرن هيجدهم ميلادي در دانشگاه هاروارد تدريس مي کرد، روش پيشنهادي من را به خوبي تشريح مي کند. وقتي يک دانشجو آگاسيس را به عنوان استاد راهنماي خود بر مي گزيد، آن طبيعي دان بزرگ، دانشجو را به آزمايشگاه خود مي برد، يک نمونه ماهي در اختيار او قرار مي داد و به او مي گفت: " تا زماني که به آزمايشگاه باز مي گردم به مطالعه آن بپرداز." دانشجو نگاهي سطحي به ماهي مي انداخت و انتظار داشت استادش حداکثر پس از يک ساعت باز گردد. اما در حقيقت او تا روز بعد استاد را نمي ديد. روز بعد آگاسيس از دانشجوي خود چند پرسش درباره مشاهدات ديروزش مي کرد. وي در اين مرحله سؤالاتي مي کرد که دانشجو متوجه شود بيش از آن چه تصور مي کند، مي تواند از مشاهده يک ماهي ياد بگيرد. اين کار چند روزي ادامه مي يافت، به طوري که دانشجو تصور مي کرد هيچ تکليفي جز نگاه کردن به آن ماهي ندارد. در پايان، کاري که با ملالت کامل آغاز شده بود، نه تنها به دانشي بنيادي و مفصل درباره آن ماهي متنهي مي شد، بلکه به کنجکاوي شورانگيزي درباره کل ماهي ها و حتي زمينه هاي ديگر زيست شناسي منجر مي شد. شايد هيچ کدام از ما آن قدر زمان در اختيار نداشته باشيم که روش آگاسيس را مو به مو اجرا کنيم. به علاوه، ما هر روز مورد هجوم محرک هاي زيادي قرار مي گيريم که مجبوريم به نفع خود، آن ها را ناديده فرض کنيم. با وجود اين، چگونه مي توانيم دانش آموزان خود را به مشاهده جهان پيرامونشان تشويق کنيم، به طوري که نه تنها به خاطر آماده شدن براي يک شغل علمي، بلکه حتي براي لذت بردن وسرزنده بودن در جهاني که در خانه و کوچه و بازار حس مي کنند، درباره دنياي پيرامونشان بپرسند و بتوانند آن را درک کنند؟ پرسيدن درباره پاندول در اين جا به تعدادي مثال اشاره مي کنم که علاوه بر ايجاد زمينه هاي سؤال برانگيز، در پرورش مهارت مشاهده کردن و سازمان دادن مشاهدات نيز به نحوي که به نتيجه اي آزمودني بينجامند ( از طريق طراحي آزمايش يا به کمک اطلاعاتي که از پيش موجود بودند)، به دانش آموزان دوره هاي آموزشي گذشته من کمک مي کردند. از مثال نخست که نوعي نگاه تاريخي به روش علمي است، مي توان در پايه چهارم استفاده کرد. من آن را " بازي گاليله " ناميده ام. با گفتن سرگذشت گاليله و مشاهده نوسان چلچراغ " کليساي پيزا" کار خود را آغاز مي کنيم . احتمالاً نسيمي که به درون کليسا مي وزيد باعث نوسان و عقب و جلو رفتن چلچراغ شده بود. گاليله با مشاهده تدريجي حرکت چلچراغ به فکر فرو رفت و سعي کرد به کمک نبض خود ، مدت زمان يک نوسان کامل را اندازه بگيرد. او مانند هر آزمايشگر دقيق و با تجربه اي، اندازه گيري خود را چندين بار تکرار کرد. هر چند پهناي ( دامنه ) نوسان ها تفاوت زيادي با هم داشتند، اما گاليله ( با همه محدوديت ها و بي دقتي ها که روش او داشت ) براي همه نوسان هاي کامل، زمان يکساني به دست آورد. شما ممکن است تصور کنيد، فاصله اي که چلچراغ در هر رفت و برگشت مي پيمود، زمان لازم براي هر نوسان را تعيين مي کرد. متوجه رفتار دور از انتظار چلچراغ در حال نوسان شده بود. پس پرسش مهمي براي او مطرح شد: اگر فاصله پيموده شده، پريود ( زمان يک نوسان کامل ) چلچراغ را تعيين نمي کند، پس چه چيزي آن را تعيين مي کند؟ فراتر از کلاس درس معلم ها اغلب نگرانند که مبادا دانش آموزي سؤالي بپرسد و آنان جواب آن را ندانند. اگر به چنين موردي برخورديد، مطمئن باشيد که بهترين پاسخ اين است : " من نمي دانم، فکر مي کني چه طور مي توانيم پاسخ آن را پيدا کنيم ؟" حال به اصل روش تجربي مي پردازيم: سيستم مورد مطالعه را تا حد امکان ساده مي کنيم و تک تک عواملي را که ممکن است بر رفتار آن تأثير بگذارند، مشخص مي سازيم .من و دانش آموزانم همانند گاليله به اين نتيجه رسيديم که چلچراغ بيضوي و حجيم، درست مانند جرمي است که به يک ميله آويزان باشد ( يعني يک پاندول ). از اين رو، با بستن يک قرقره کوچک به يک نخ نازک و آويزان کردن آن از يک قلاب، پاندولي درست کرديم که آزادانه نوسان مي کرد. اندازه قرقره و وزن نخ در طول و وزن پاندول تقريبا تأثيري نداشتند. بنابراين، به خاطر سادگي کار، تأثيرات آن ها را ناديده گرفتيم ( تصميم گيري براي ناديده گرفتن عواملي که به يک تحقيق آسيب نمي رسانند، بخش مهمي از فعاليت يک دانشمند است )کار را شروع کرديم . فرضيه ما اين بود که پريود يک پاندول، به جرم يا به طول آن و يا هر دوي آن ها وابسته است. من از دانش آموزان پرسيدم: " چگونه مي توانيم پي ببريم، کدام يک از اين دو عامل در اندازه پريود پاندول مؤثرند؟" برخي از آنان به درستي پيشنهاد کردند که از قرقره هايي با جرم متفاوت و نخ هايي با طول متفاوت استفاده کنيم و فرضيه را بيازماييم .برخي نيز پيشنهاد کردند که بهتر است در هر بار آزمايش فقط يک عامل را تغيير دهيم. اکنون بخش مشکل کار، يعني طراحي آزمايش براي آزمودن فرضيه را پيش رو داشتيم .دو يا سه قرقره با جرم متفاوت، چند قطعه نخ با طول متفاوت و يک زمان سنج در اختيار دانش آموزان قرار گرفت. گاليله در تجربه خود براي سنجش زمان از ضربان نبض خود استفاده کرد، اما استفاده از زمان سنج، مثلاً يک ساعت مچي، آزمايش را واقعي تر مي کند. به اين ترتيب، همه چيز براي پيدا کردن پاسخ پرسش ما فراهم شد. البته خود اين فرايند، پرسش هاي ديگري را به وجود آورد که پاسخ به آن ها تلاش ديگري را مي طلبيد. با تشويق بچه ها به تفکر ، مشاهده و پرسشگري ، ميتوانيم همه آنان را به عرصه هاي جديدي از لذت بردن از جهان فرا بخوانيم.
منبع Science and Children,November 1997 نوشته شارلوت وارد / ترجمه حسن سالاري مجله رشد معلم ، شماره 7




به وبلاگ مدرسه ی غیردولتی فردوس خوش آمدید هدف از ایجاد این وبلاگ دادن اطلاعات مفید و خواندنی به شماست با نظرات خود ما را در این امر یاری رسانید با تشکر