نمایشگاه تولید محتوا
دبستان فردوس در نمایشگاه تولید محتوای خمینی شهر
![]()
![]()
![]()
![]()
دبستان فردوس در نمایشگاه تولید محتوای خمینی شهر
![]()
![]()
![]()
![]()
شعر زيبا در مورد خدا ( ضرر نداره حتما بخوانيد )
پيش از اينها فکر مي کردم که خدا
خانه اي دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس خشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برف کوچمي از تاج او
هر ستاره، پولکي از تاج او
اطلس پيراهن او، آسمان
نقش روي دامن او، کهکشان
رعدو برق شب، طنين خنده اش
سيل و طوقان، نعره توفنده اش
دکمه ي پيراهن او، آفتاب
برق تيغ خنجر او مهتاب
هيچ کس از جاي او آگاه نيست
هيچ کس را در حضورش راه نيست
بيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان، دور از زمين
بود، اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده و زيبا نبود
در دل او دوست جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه مي پرسيدم، از خود، از خدا
از زمين، از آسمان، از ابرها
زود مي گفتند: اين کار خداست
پرس وجو از کار او کاري خداست
هرچه مي پرسي، جوابش آتش است
آب اگر خوردي، عذايش آتش است
تا ببندي چشم، کورت مي کند
تا شدي نزديک، دورت مي کند
کج گشودي دست، سنگت مي کند
کج نهادي پاي، لنگت مي کند
با همين قصه، دلم مشغول بود
خواب هايم خواب ديو و غول بود
خواب مي ديدم که غرق آتشم
در دهان اژدهاي سرکشم
در دهان اژدهاي خشمگين
بر سرم باران گرز آتشين
محو مي شد نعرهايم، بي صدا
در طنين خنده اي خشم خدا
نيت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه مي کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن يک درس بود
مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
تلخ، مثل خنده اي بي حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکليف رياضي سخت بود
مثل صرف فعل ماضي سخت بود

دیروز میگفتم : مشقهایم را خط نزن ... گوشم را مکش مهررا در دلم جاری بکن ... جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر ... امتحان سخت مگیراما کنون .. گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان . . .
نامگذاری خليج فارس
کهنترين نام خليج فارس، که در کتيبههای آشوری آمده است، نارمرتو (Nar-Merratu)
به معنای دريای تلخ است که به شوری بسيار زياد آب اين دريا اشاره دارد. در تنگهی
هرمز کتيبهای از داريوش اول (داريوش بزرگ) به دست آمده است که در آن به زبان
پارسی باستان چنين مفهومی نوشته شده است:"دريايی که از پارس میرود." اين
خليج را از زمان ساسانيان دريای پارس میگفتند. فلاويوس آريانوس، تاريخنگار يونانی
که در سدهی دوم پس از ميلاد زندگی میکرده است، در آثار خود از اين خليج با نام
پرسيکوس (persikon Karitas) ياد کرده که به معنای خليج پارس است. استرابن، جغرافیدان يونانی، که در سدهی اول پس از ميلاد میزيست، همين نام را به کار
برده است. در کتابهای لاتين سدههای ميانه(قرون وسطی)، نام پرسيکوس
سينوس (persicus sinus) يا پرسيکوم ماره (persicus mare) به کار رفته است. در
ديگر زبانها زندهی دنيا نيز واژهی پرسيکوس با دگرگونی اندک به کار رفته است.
دانشمندان مسلمان، چه عربتبار و چه ايرانیتبار، در همهی کتابهای جغرافيايی
و تاريخی، از خليج فارس با نام بحرفارس، البحرالفارسی يا خليجفارس ياد کردهاند.
مسعودی، تاريخنگار و جغرافیدان عرب که در سدهی چهارم هجری میزيسته و طی
سفری از بغداد به خليج فارس و سپس کرمان، ورارود(ماوراءالنهر) و چين رفته است،
میگويد که: "دريای عمان دنبالهی بحر فارس است". اصطخری، جغرافیدان ايرانی
سدهی چهارم هجری و ابنحوقل بغدادی نيز چنين نظری داشتهاند و در آثار خود
همواره ا ز " بحرفارس" ياد کردهاند.


اگر گوشه یی از یک مغازه اسباب بازی فروشی بایستید کودکانی را می بینید که بدون اندکی درنگ با کلیشه هایی که توسط بزرگسالان برای آنها ترسیم شده یکراست به سمت دسته ای از اسباب بازی ها می روند که از نظر بزرگ ترهایشان برایشان مناسب تشخیص داده می شود. تعداد محدودتری از پسربچه ها به سمت عروسک ها و اسباب بازی های وسایل خانه می روند و همین طور تعداد کمتری از دخترها به سمت ماشین و اسلحه می روند. اما اگر دقت کنید اکثر والدین با علاقه یی که نسبت به حرفه فرزندشان در آینده نشان می دهند به راحتی اجازه می دهند آنها به سمت ابزار و وسایل پزشکی و مهندسی بروند و تقریباً این وسیله جزء اسباب بازی های بدون جنسیت در نظر گرفته می شود.
باید توجه داشت مهم ترین و حیاتی ترین فعالیت کودک در زمان بیداری بازی است. کودک از مجرای بازی، خود و دیگران را می شناسد، محیط خود را می کاود، مهارت های خود را در زمینه های حسی- حرکتی و ذهنی- تخیلی بالا می برد، عواطف انسانی خود را صیقل می دهد و روحیه مدارا و همکاری را تجربه می کند، در جمع بودن را تجربه می کند، به رشد کلامی او کمک می کند و...
بسیاری از بازی ها به وضوح نمایانگر تفاوت های جنسیتی هستند. مردم شناسان این تفاوت های جنسیتی در بازی را زمینه ای برای آماده کردن کودکان برای اشغال جایگاه مناسب در زندگی بزرگسالی تبیین می کنند. مشاهدات بالغ بر 30 سال تحقیق «رینگولد و کوک» نشان داده است کودکان پسر دارای اسباب بازی های ماشینی به طور مثال کامیون و انواع بزرگ تری چون واگن هستند. پسرها میزان بیشتری از اسباب بازی های تجسمی و فضایی را دارند. همین طور وسایل ورزشی و اسباب بازی های جنگی و آموزشی و هنری و حیوانات عروسکی.

تقریباً پسرها هیچ وقت اسباب و وسایل خانه ندارند. جالب اینجاست که فروشندگان اسباب بازی نیز خانواده ها و بچه ها را به سمت کلیشه های رایج اجتماعی سوق می دهند هرچند در طول سال ها تغییراتی در انتخاب کودکان به وجود آمده است و دختران نیز به سمت اسباب بازی های ماشین و... می روند و پسرها نیز گرایشی به سمت لباس و وسایل موسیقی از خود نشان می دهند. از طرفی اسباب بازی های متحرک و تحرک آفرین که پیش بینی می شود باعث رشد تجسم فضایی شود بیشتر در بین اسباب بازی هایی که «پسرانه» نامیده می شوند به چشم می خورد. در حالی که در دوره ای زندگی می کنیم که هم پسران و هم دختران به تحرک برای کسب مشاغل مختلف در آینده نیاز دارند.
در ایران نتایج یکی از بررسی ها با تکنیک تحلیل محتوای نقاشی های کودکان نیز نشان می دهد در نقاشی های دختران با نماهایی دوستانه و نوازشگرانه از رابطه پدر-دختر مواجه می شویم در حالی که در نقاشی های پسران با چهره یی جدی و خشن از بازی پدر و پسر مواجه می شویم که همچون دو قهرمان به بازی مشغولند و بازی های حرکتی و مهارتی بیشتری را تصویر کرده اند در حالی که بسیاری از تصاویر دختران نشانگر بازی های آرام و بی تحرک است. شرایط فرهنگی جامعه ما امکان کمتری برای بازی در خارج از خانه برای دختران ایجاد می کند بنابراین شرایط فیزیکی داخل خانه، فضاهای کوچک تر و فضاهای بسته دختران را به سمت بازی های تخیلی و نمادین هدایت می کند و پسرها را به نقش های تخیلی ماجراجویانه تر، و پرتحرک تر هدایت می کند. بدین ترتیب پسران بیشتر از دختران در معرض بازی هایی که نیازمند ساختن، دستکاری اشیا و الگوها و حرکت در فضا است، قرار دارند. از نظر پیاژه کودکان هنگامی که احساس قدرت بیشتر و درماندگی کمتری دارند، تمایل کمتری دارند برای جبران نارسایی های خود به بازی نمادین بپردازند و تمایل دارند خود را با واقعیت تطبیق دهند و بازی های آنها به سمت بازی های با قاعده گرایش پیدا می کند. نتایج پژوهش ها نشان داده است در حالی که بازی های نمادین نظیر عروسک بازی و خاله بازی که در آن کودک نقش های مختلف را ایفا می کند در دختران بسیار شایع تر است.

در دوران نوزادی بازی های نوازشی یکی از اعجاب انگیزترین بازی های کودکان است. کودک به ظاهر ناتوان، توانمندی خود را در بازی های نوازشی و برقراری یک رابطه دوسویه با پدر یا مادر خود به نمایش می گذارد و از این طریق به درکی از جهان و هستی دست می یابد. والدین در جریان لالایی ها با به کارگیری زبان متفاوت در نوازش کردن نوزاد پسر یا دختر خود، بار متفاوتی از معنای زندگی و هویت را به او منتقل می کنند. حتی اگر نوزاد معنای بسیاری از واژه های نوازشی را درک نکند، بخشی از بار معنایی و احساس کلام در آهنگ و لحن صدا درک می شود؛ در برخی از لالایی ها و بازی های نوازشی، ما شاهد عمیق ترین غم های یک مادر اما در نوایی آرامش بخش هستیم. در این رابطه دوسویه، کودک آرامش می یابد و به خواب می رود و مادر به بخشی از نیاز زنانه خود در واگویی غم درونی خود پاسخ می دهد؛ لالای لای لای گل پونه/ بابات رفته دلم خونه/ بابات امشب نمی آید/ گرفتن بردنش شاید/ بخواب آروم چراغ من/ گل شب بوی باغ من/ بابات شب رفته از خونه/ که خورشید و بجنبونه... برخی دیگر از این لالایی ها، به آرزوهای والدین در رابطه با کودک پرداخته می شود. ما آرزوهای بسیاری را در قالب لالایی ها و نوازش های آهنگین می شنویم.
مشاهده رفتار بزرگسالان در رابطه با نوزادان نشان می دهد در نوازش نوزاد دختر ملاطفت و نرمش بیشتری از سوی والدین به کار گرفته می شود و حتی پذیرش و شکیبایی آنها در برابر گریه ها و ناآرامی های نوزاد دختر بیشتر از نوزاد پسر است در حالی که از نوزاد پسر انتظار دارند زودتر به گریه های خود پایان دهد. اما آنچه باید مورد توجه والدین قرار گیرد این است که از ویژگی های فردی، سنی، علایق،استعدادها و ضعف های کودک خود شناخت داشته باشند. این شناخت به آنها کمک می کند برای تهیه اسباب بازی مناسب دچار سردرگمی وزحمت نشوند. یک اسباب بازی مناسب باید 1- مناسب سن کودک باشد. اسباب بازی های بسیار پیچیده اعتماد به نفس کودک را آزار داده و به او احساس ناتوانی القا می کنند. همچنین اسباب بازی های بسیار ساده او را از بازی دلسرد و خسته می کنند.
بازی می تواند در زمینه هایی که کودک ضعف دارد، به عنوان یک عامل تقویت کننده به خدمت گرفته شود و جنبه های مورد نظر را تقویت کند به عنوان مثال بازی های کلامی می تواند در رفع مشکلات گفتاری کودکان، آنها را یاری کند. بازی ها و اسباب بازی ها می توانند درک مفاهیمی از قبیل دوستی، یاری و همدلی، قانونگذاری و قانون پذیری، آشنایی با محدودیت ها و توان های فردی، آشنایی با عواطف و احساسات افراد و بسیاری مفاهیم دیگر را ساده کنند. باید توجه داشت در کنار بازی های امروزی که بنا بر ضرورت زمان بیشتر الکترونیکی و در خلوت یا با همنشین محدود است، بازی های سنتی، ترانه، بازی های حسی- حرکتی و لالایی ها را- البته با مناسب سازی- فراموش نکنیم و در انتخاب بازی و اسباب بازی هیچ گونه تبعیضی قائل نشویم.
منبع: سايت تبيان

ايده خلاق
نويسنده:ادوارد دويونو
مترجم:بنفشه آشنا قاسمي
ناشر: ايران يان
تعداد صفحه: 180
اندازه كتاب: رقعی - سال انتشار: 1390

تا کنون هیچ دانش آموزی در این سن و با این معدل موفق به دریافت دیپلم تحصیلات متوسطه در آلمان نشده است.ا
مینو
معتقد است از داشن آموزان دیگر باهوشتر نیست ولی همه معلمان و مسئولین
مدرسه ای که او در آنجا دوره دیپلم اش را گذرانده است مینو را یک نابغه می
دانند.
مینو در سه سالگی قادر به خواندن بود و در شش سالگی بدون گذراندن کلاس اول و دوم تحصیلاتش را از کلاس سوم آغاز کرد و یکسال بعد کلاس پنجم را در سه هفته به پایان رساند.
بزرگترین آرزوی مینو دریافت معدل یک بود که اکنون به این آرزویش رسیده و گفته است که قصد دارد در دانشگاه شهر هایدلبرگ و یا مونیخ در رشته پزشکی ونهایتا تحقیقات پزشکی ادامه تحصیل بدهد و هدفش از انتخاب این رشته نجات جان انسانهاست که آن را یک وظیفه برای خود می داند.
پدر مینو آقای جمشید تیزابی هم گفته است که تمام تلاش خود را برای ادامه تحصیل دخترش انجام خواهد داد.
البته نه تنها بهره هوشی بسیار بالا و استعداد فوق العاده مینو، که رفتار او در برخورد با همکلاسیان و معلمانش نیز موجب تحسین بسیاری از مردم آلمان شده است.
سعدی شیرازی، یکی از شاعران توانا و شیرین سخن ایران است. وی در دهه نخستین قرن هفتم هجری در شیراز و در خاندانی که همه از عالمان دین بودند پا به عرصه هستی نهاد. نامش مُشَرَّف الدین یا مُصلحُ الدین است. هنوز کودک بود که از نوازش دست های مهربان پدر بی بهره ماند. در سن جوانی به بغداد رفت و در نظامیه که از دانشگاه های مهم علوم دینی آن زمان محسوب می شد به تحصیل پرداخت و از محضر دو استاد بزرگ «ابن جوزی» و «شهاب الدین سُهروردی» بهره ها گرفت.
سعدی بعد از اتمام تحصیلات، سی سال از بهترین سالهای عمرش را به سیر و سفر گذراند و حاصل آن، جهانی از آگاهیهای تازه و آزمودنیهای پُربَها بود که سرمایه سخن او گشت.
در بوستان و گلستانش از همه طبقات اجتماعی سخن رفته است: از عابد تا پادشاه از دزد و شحنه تا معلم و کاسب و کارگر. چنین است که سعدی؛ جان کلام و خلاصه فرهنگ ماست. زبانی فصیح و بیانی معجزه آسا دارد.

بی تو تنهایی سخت است ای عشق من،ای تمام هستی من. بی تو بودن معنا ندارد. بی تو، چراغ زندگی ام خاموش است. بی تو، گذران قافله عمر دلگیر است. بی تو، زینب تنها می شود، حسین می میرد. بی تو، بیت الاحزان مدینه تنها می شود. بی تو، آسمان چگونه ببارد، زمین چگونه تاب بیاورد. بی تو، مدینه سر بر بالین کدام دوست نهد. بی تو، ستارگان خاموشند. بی تو، دیگر صدای ضجه و ناله نمی آید. زهرا جان! ریحانه رسول! بی تو، خورشید غمگنانه غروب می کند. ای بی همتا!... آسمان چگونه پهلویت را دید و نگریست، و زمین چگونه صورتت را دید و در هم نشکست. ای برترین بانو! عارفانه عروج کردی و چشم در چشم رسول دوختی. عاشقانه پر کشیدی و در آغوش برترین بشر آرام گرفتی!